هو حق وان هو گـــــــاتـــــا اَهوُن وَیتی گاتا زَرتُشتِ سِپَنتِمآن اَهْورااُمید نشر قلب سبز تیراژ چاپ نخست : دوهزار نسخه تاریخ چاپ اول : 1405 شماره مرکز پخش : 09905656616 سامانه فروش : https://vahishan.ir/ کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به
| | | |

گاتا اَهوُن وَیتی گاتا زَرتُشتِ سِپَنتِمآن اَهْورااُمید

گـــــــاتـــــا

اَهوُن وَیتی گاتا

زَرتُشتِ سِپَنتِمآن

اَهْورااُمید

نشر قلب سبز

تیراژ چاپ نخست : دوهزار نسخه

تاریخ چاپ اول : 1405

شماره مرکز پخش : 09905656616

 سامانه فروش : https://vahishan.ir/   کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به

نسخه ی هفت

پیشکش به آریاییان  – اَشَو زرتشت  و آرتاییان – مادها-

– پارتیان و دیگر ِ هفتاد و پنج هستان ِایرانی هخامنشیان – اَشکانیان – ساسانیان –

مهر و مَزدَک و مانی و پیر و حق و هو و مسیح و –

شَمس و مولانا / فِردُوسی و حافظ و خیام و علی اشرف و جانِ جانانَم میر جلال‌الدّین کَزّازی و تمامیِ آموزگاران گرامی و نازنینَم در این مکتبِ تمام‌نَشُدَنی و همیشگی

/ و همه ی آنان که برای این خاکِ پاک، جان و جنب افشانی کردند.

**به مِهران ِ بی نام ِ خاکِ پَدَریم  …**

به نام اهورا مزدای شگرف و دادگر

جهت خرید گاتا اَهوُن وَیتی گاتا زَرتُشتِ سِپَنتِمآن اَهْورااُمید اینجا کلیک کنید

مقدمه :

نامگ نخست :

ما ایرانیان کیستیم  ؟

(رجوع شود به کتاب «ما ایرانیان چه کسانی هستیم؟» از همین قلم).

گاتاها، سُرودهای خودِ زرتشت است، تنها یک کتابِ دینی نیست؛ فلسفه‌ای است برای همه ی هستان که در قالبِ شِعرِ کُهَن (مانتروم) ریخته شده است. اینک، این کلامِ روشَنگر را در هَفت ریخت اصلی می‌نِگریم.

پیام یکم

یکتاپَرَستیِ ژَرف و ستایشِ اَهْورامَزدا

در هسته ی مرکزیِ گاتاها، مفهومِ *خدایِ یگانه * جای دارد

**اَهْورامَزدا** (سَرورِ دانا).

او آفریدگارِ یکتاست، پاک و بی‌هَمتا و زاینده ی اندیشه های خردمندانه و هنرمندانه و دادگرانه . زرتشت در این سُرودها، نه به توصیفِ ظاهری، که به ستایشِ صفاتِ اَهْورامَزدا می‌پردازد: خِرَدِ بی‌پایان، راستیِ مطلق، بهترینِ رَوان، بزرگ‌ترین خواستارِ نیکی. او اَهْورا را نیا و نژاد و تخمه ی  * *اَشَه* * (حَقیقت، نَظمِ هُنَرمَندانَه و دادگریِ الهی) و سَرچَشمه ی همه ی نیکی‌ها می‌داند . نیایشِ زرتشت، پُر از عشق و حیرَت در برابرِ این وجودِ دانا و بخشَندَه است.

پیام دوّم

نَبَردِ بزرگِ درون: سِپَنتا مینو در بَرابَرِ اَنگَرَه مینو

گاتاها جهان را صَحنه ی نَبَردی بُنیادین می‌داند: نَبَردِ دو نیرویِ مُتَضاد. از یک سو  سِپَنتا مینو (خِرَدِ سازَندە، مُقَدَّس و اَفزایَندە – نیروی  خالق و جاذبه  نور در کائنات ) و از سوی دیگر اَنگَرَه مینو (خِرَدِ ویرانگر، پَلید و کاهَندە  – نیروی سیاه چاله ها ). (ماده و پادماده) (نیرویِ جاذبه کائِنات – سیاه‌چاله )(نیروهایِ نور – نیروهایِ تاریکی)  این نَبَرد، هم در آسمان‌ها و هم در آب ، هم در گوهرِ آفرینش و به ویژه در وِجدان وخرد اِنتخابِ انسان جریان دارد. انسان، با آزادیِ اِرادۀ خود، باید راستی را بِرْگُزیند و نیک و کلام و رفتار آدمی چه کژ باشد چه هو … بازخورد آن به زندگی برخواهد گشت . .

پیام  سوّم

سِه بُنیادِ راهِ راست: هومَت، هوخْت، هورَشت

راه‌نمایِ عَمَلیِ این نَبَردِ درونی و بیرونی، در سِه اَصلِ طلاییِ گاتاها نَهفته است:

هومَت (اندیشه ی نیک

پاک نِگَه داشتنِ ذِهن از کینه، دروغ و پَلیدی. آغازِ هر کارِ شایسته، از اندیشه ای نیک می‌روید.

هوخْت (گفتارِ نیک)

به کار بُردَنِ زبان برایِ راستی، دادگری، آموزِش و مِهرورزی. پرهیز از دروغ، دُشنام و سُخَن‌چینی.

هورَشت (کِردارِ نیک)

گَردانیدنِ اندیشه و گفتارِ نیک به کِردار. کار و کوشِش برایِ آبادانیِ جهان، یاری به نیازمندان، پَرورِشِ گیاه و دام، بَرپاییِ دادگری و ایستادگی در بَرابَرِ سِتَم.

این سِه، یک هسته ی  تَجزیه‌ناپذیر هستند و اَرکانِ یک زندگیِ اَهْورایی را می‌سازند ..

پیام چهارم

اَشَه: سامانه ی هدفمند و شگرف کیهانی و آرمان‌شَهر

اَشَه – ارت – آرتا – آشا ** (راستی، حَقیقت، نَظمِ درست – نیرویِ جاذبه – کائِنات – حَلقە – هو – حَق – لله – پیر – علی – هُنَر) مِحوَرِ جهان‌بینیِ گاتهاست. این تَنها یک فَضیلَتِ اَخلاقی نیست؛ قانونی الهی و طبیعی است که بر کارکَردِ کیهان و جامعه حاکم است. همه چیز — از گَردِشِ ستارگان تا رویشِ گیاه — بر پایۀ اَشَه استوار است. انسان باید با اَشَه هَم‌نوا شود.  آرمان شهر ، جامعه‌ای است که در آن اَشَه بر همه چیز سایە می‌اَفکَنَد: پادشاهِ عادِل، مَردُمِ سَخت‌کوش، زمینِ آباد و رَوان‌هایِ پاک و سرزمینی پر رونق . .

پیام  پنجم

رَوان، داوَری و سَرنوشتِ پس از مَرگ

گاتاها به زندگیِ پس از مَرگ باوری روشَن دارد. **دَئِنا** (وِجدان، بینشِ درونی – نِدایِ دِل) هر فَرد، پس از مَرگ، در **پُلِ چینوَد** (پُلِ جُداگَر) حاضِر می‌شود. اگر تَرازویِ کِردارهایِ نیکِ او سَنگین‌تر باشد، دَئِنایش به شکلِ **الهۀ ** نُمودار شده، او را به سوی **خانۀ چکامه ها ** (بَهشت – آسمان – اَرتَ وَهیشت – سَرایِ خناییِ اَهْورا) راهنمایی می‌کند. اگر کِردارهایِ بَدَش سَنگینی کُنَند، دَئِنایش به شکلِ **الهۀ ** درآمده، او را به سوی **خانۀ دروغ** (زمینی که درونِ آن هستیم) بازمی‌گَردانَد. این داوَری، بَرپایۀ اِنتخاب‌هایِ خودِ فَرد در زندگی است و داوَرِ بزرگ خودتویی . … .

پیام ششم

رِسالَتِ پَیامْ آوری و نَبَرد با کَژی

بخش‌هایی از گاتاها، روایتِ شَخصی و دَردناکِ زرتشت  از **رِسالَتِ دُشوارِ خویش** است. او از مُخالِفَت‌هایِ سَختی که با آن رویارو شده — از سویِ قُدرَت‌طلبان (کَوی‌ها) و روحانیان (کَرپن‌ها) — سُخَن می‌گوید. زرتشت خود را «کَلامِ راستی» می‌خواند که برای بیدارکَردَنِ مَردُم از خوابِ غَفْلَت و نَبَرد با **دِرَوْج** (دروغ، بی‌نَظمی، اَهْریمَن) بَرانگیخته شده است. او از اَهْورامَزدا یاری می‌طلبد تا در این راهِ دُشوار استوار بمانَد و از سوشیانت‌ها می‌گوید و یقین دارد که اَنجامِ هر راهی در نهایت به راهِ نور پایان خواهد یافت

پیام هفتم

کِشاوَرزی، آبادانی و خوشبختیِ زمینی

در نِگاهِ گاتها، مَعنَوِیَت و خدایِ واقعی از زندگی و شادیِ زمینی جُدا نیست. **کِشاوَرزی و آبادانیِ زمین و هُنَر ** ، خود یک عبادت و هَمکاری با اَهْورامَزدا برای گُستَرِشِ زندگی است. زرتشت از ثَروَتِ ناشی از کار و کوشِشِ درست اِستِقبال می‌کند. جامعۀ آرمانیِ او، جامعە‌ای **شاد**، **پُررونَق** و **میهَن‌دوست** است که در آن فقر و تَنبُلی راه ندارد. شادیِ حاصِل از یک زندگیِ درست و سازَندە، موهِبَتی اَهْورایی است.

**: فلسفه‌ای برای اِمروز**

دَستە‌بندیِ گاتاها نِشان می‌دهد که این سُرودها، نِظامی مُنسَجِم را پیش می‌نَهَد: از **الهیات** (یکتاپَرَستی) تا **اَخلاق** (سه‌گانۀ نیک)، از **جامعه‌شناسی** (آرمان‌شَهر) تا **مَعنَوِیَتِ شَخصی** (داوَریِ رَوان). گاتاها، انسان را موجودی **آزاد، مَسئول و توانا** می‌داند که نه بازیچۀ سَرنوشت، که سازَندۀ آن است. پیامِ آن، گُذَر از تَرس و خُرافَه، به سوی خِرَد، اِنتخابِ اَخلاقی و عشق به زندگی است. سُخَنی که با گُذَشتِ هزاره‌ها، هنوز تازَه و تابناک می‌نُمایَد.

بشود آنچه تو می خواهی … هو

گاتاها کتابی برای ایرانیان است … خاکی که در دیدگاه اشو زرتشت … سرزمینی است که اهورا مزدا آنرا خوش دارد .

**هنگامه ی  زرتشت**

در پژوهش‌های جدید، درباره ی زمان و مکانِ زندگیِ او اختلافی جدّی وجود دارد (از هزاره ی سوّم پیش از میلاد تا سده ی ششم پیش از میلاد).

بنا بر گواهی‌های زرتشتیان … اَشَو زرتشتِ سِپَنتِمان در زمان پادشاهی لُهراسپ در جایی به نامِ رَغَه یا رَغا یا یِقَه یا  رَی در کنارِ دریاچه ی چیچَست زاده شد ..

پدرِ ایشان (پوروشَسپ) و مادرَش (دَغدو) از تبارِ آریایی (آرتایی) تَمّا یا سِپَنتِمان می‌باشند.

نزدیک به ۳۸۱۱ سال پیش از امروز به رده ی والای آموزگاری رسیده است.

درویشی را اگر، رَدهی سوّم انگاریم، آموزگاری پایه ی نخستِ انسانیت است و در رَده ی دوّم پیام‌آوران و رهایی‌بخش‌ها (سوشیانت ها) هستند. و در رَده ی بعدی شَهریاران قرار دارند و اینان ارزشمندترین مقام ِ دِهِش شده از سوی  اَهْورا بوده است .  .

پس آموزگارِ نخست هموست … در نوشته‌های یونانی و آریایی سُخن از این رَفته است که هنگامِ زایش خَنده بر لبانَش نقش بسته.

**زادروز وخشور ایرانی زرتشت**

زادروزِ  اشو مسیح در آغازِ دیماه در نظر گرفته شده است. آغازِ مهرماه از دیدِ ما مِهرپَرستان، روزِ یکم دیماه – روزِ دوباره ی بزرگ شدنِ خورشید دانسته شده و همچنین به عنوانِ روزِ زایشِ شَمس جشن گرفته شده است و همچنین در منابعی روز تولد مانی نیز همین روز گرامی داشته شده . .

مسیحیان برای همبستگی میانِ دگراندیشیِ دسته‌های گوناگونِ خود، ۵ روز را گرامی می‌دارند و بدان کریسمس گویند . .

در مورد تولد حضرت محمد ، میانِ دسته‌های گوناگونِ اسلام دگرگونی‌های آشکار و بسیار بسیار عمیق هست.  و تاریخ مشخصی الا آنچه هفته ی وحدت نامیده شد قابل ارائه نمی باشد .

چیزی که اهمیت دارد باورِ پیروانِ آیین‌های گوناگون در مورد نگرش های خویش  است و گرامی‌داشتنِ آن موجب برکت و شادی و احترام خواهد شد . .

ما زرتشتیان با گواهی هایی تاریخِی ،  زایشِ اَشَو زرتشتِ سِپَنتِمان را ششم فروردین ماه ۱۷۶۸ سال پیش از زایشِ مسیح می‌اَنگاریم.

از دیدِ ما و همه ی پیروانِ دیگر کیش‌ها، باور ها درباره ی کیشِمان مهم است و بس. همه ی باورهای دینیِ ما آریاییان و نیز دیگر آیین‌ها گرامی‌اند و شِگَرف و شایسته ی ارج‌نهادن از هر سو ….

**کیش‌ها و دسته‌ها**

مَذهَبِ اسلام از سرزمینِ عربستان برمی‌آید و همه ی مسلمانان قُرآن را کتابِ پاکِ خود می‌دانند. امّا حتی در خودِ عربستان هَستانی هستند که به آیین‌ها و روش‌هایی کُهَنِ خویش باور دارند. اسلام در ایرانِ جانِ ما، به نامِ شیوه ی شیعی  و سُنّی و … پذیرفته شده است . .

در هند، افغانستان، پاکستان، مِصر، سوریه، لیبی و … ده‌ها دسته ی گوناگون شافِعی، اسماعیلی، حَنَفی، قَرْمَطی، حَنبَلی و … هست. میانِ نوشته‌های این دسته ها دگرگونی‌های آشکار هست؛ گویی شیطانِ رانده‌شده ردّپایِ خویش را بر راستی‌آزماییِ این اندیشه‌ها بسته است.

این موضوع درباره ی دیگر کیش‌ها و روش‌های به‌جامانده نیز پابرجاست. کیشِ مسیح و بودا و یهود و هندو و … دارای دسته‌های گوناگون و در ستیز با یکدیگرند و حتی یک کیش در این جهان نمی‌توانید نشان دهید که پیروانِ آن از یک خدا، از یک روش، از یک آیینِ ویژه و از یک کتابِ سپنته  پیروی کنند.

آیینِ ما اُمیدواران امّا … این است که ما می باید جملگی بر آنچه در (گاتاها) نِگاشته شده باور داشته باشیم و هر کس که با ما هم‌باور است، دوست و همراهِ ماست.

نکتهی بسیار مهم که نباید از قلم اُفتَد این است که ما اُمیدواران گاتاها را نه به عنوانِ یک کتابِ آسمانی، بلکه به عنوانِ کتابِ مانتروم اَشَو زرتشت می‌دانیم .

اوستا چیست ؟

یسنا و بازمانده ی بخش‌های اَوِستا توسط موبدان و مُغان و پیران و اندیشمندان و دانشمندان و نویسندگانِ دیگری برای دریافتِ بهترِ گاتاها سروده شده است امّا در سُنَّتِ زرتشتی، جایگاهِ وَحیانی/قُدسیِ اَوِستا به‌کُلی نفی نمی‌شود ..

در این پایگاه … کاری با اَوِستا و بازمانده‌های به‌یادگارمانده از روزگارِ شِگَرف و شگفتی‌آوَر و پُربار از اندیشه‌های اُمیدوارانه و پندارهای راستین و گفتارهای رهایی‌بخش و گسترش‌آفرین و دادگرانه و دیندارانه نداریم و تنها به آنچه زرتشت می پنداشته  ، می نگریم .

 گات ها

از نظر مفهومی گاتا به معنی سرود های آسمانی در نظر گرفته شده و با واژه ی گیتا که سرود های مقدس هندو را گویند . از یک ریشه اند  گاتا دارای 17 هات می باشد و چون نگینی بر انگستری اوستا در بخش ِ یسنا قرار دارد و به 5 بخش تقسیم شده است

که عبارتند از اَهنود – اُشتَوَد – اسپَنتَمَد – وهوخَشَترَ – وَهیشتوا یشت

اَهنود گات از هات 28 شروع و تا هات 34 ادامه دارد . که دارای هفت هات که به یشت ِ گاهان نیز معروف است

اُشتَوَد گات دارای چهار هات می باشد از 43 یسنا شروع تا هات 46 ادامه دارد .

اسپَنتَمَد گات دارای 4 هات می باشد که از هات ِ 47 تا 50 یسنا را در بر می گیرد .

و دو گات ِ وهوخَشَترَ و وَهیشتوا یشت گات هر کدام تنها یک هات می باشد .

این کتاب شامل اَهنود گات یا یشت ِ گاهان است .

دَئِنا

( وجدان – ندای درون – دین – جایگاه اهورا در جان آدمی  )

دئنا … رویاروییِ اَهْوراست در دلِ آدمی.

و گاتاها برای هر ایرانی، چه پذیرفته باشد، چه نپذیرفته باشد و چه از یاد برده باشد و چه دچار بدآموزی و دروغ‌آموزی‌ها شده باشد … پاک است و گرامی است . .

هَمانندِ مِهر … هَمانندِ نوروز، هَمانندِ یَلدا … هَمانندِ مُهره ی گِلی که شیعیان گمان می‌بَرَند بر خاکِ به‌خون‌کشیده‌شده ی کَربلا نَماز می‌گزارند.

معابد پاک است. حَلقَه ی پیوندِ زناشویی پاک است. مِهر پاک است و صلیب پاک است. و گیاهان و درخت ها پاکند و هر چیزی که ریشه دارد پاک است … و آتشِ زرتشت که آتشِ هفتاد و پنج پیشه‌وَرِ شهر، از زَرگران و مِسگران بِگیرید تا آتشِ خانه ی دارو … این آتش گردآوری شده و چندین هزار ساله در آتشکده‌های نَهان و پِنِهانِ سرزمین و جان‌های اَهْورایی‌ما ایرانیان  بَرافراشته مانده است… پاک است .

و آتش رهاننده ی تمام پلیدی هاست و بر خلاف جریان ِ عمومی اتم ها در این کاشانه ی خاکی روی بر آسمان می کشد و فریاد دلتنگی بر آسمان می برد .

هموست تنها آخِشیج که پلیدی بر خود نمی پذیرید و پاک کننده ی همه ی پلیدی هاست …

و روشنایی بخش و توسعه آفرین و گرمادهنده است … چنان که  حلقه ی مهر چنین است .

گاتاها کتابی برای همه ی پیشه‌وَران است و هر انسانِ آزاده ای با خواندنِ آن به اندیشه فرو می‌رود و دلِ بزرگِ اَهْوراییِ خویش را درمی‌یابد و می‌پذیرد و باور می‌دارد و با یاخته‌های تَنَش همراه و هم‌سویِ ما، به اُمید می‌ایستد و می‌نِگَرد و می‌اندیشد و درمی‌یابد و دِهِش و دَهُش و دَنِش می‌کند و دانش می‌افزاید و بازمی‌جوید هُنَرِ بازشناسی و باز سازی ِ خویش را از آغاز … …

گاتاها نه یک کتابِ آیینی و دینیِ  برای پس از مرگ، که اندیشه‌ای گسترش‌آفرین برایِ پیش از مرگ است.

نه کتابی در ستیز یا در مقابل دانش، که همراه و هم‌سویِ دانش از ماده و پادماده و مُه‌بانگ تا امروز … چَرخه‌ای شِگَرف که از آغاز تا پایان را دربر گرفته است و ذات و نژاد هستی را عریان می کند . .

کتابی فلسفی چنان که اَفلاتون می‌گوید: «آنچه ما (فیلسوفانِ یونانی – پدرانِ دانشِ غرب) در اَنجُمَن‌های اندیشه به گونه ی گِروهی بدان می‌رسیم … زرتشتِ ستاره‌شناسِ پارسیان از پیش می‌دانسته.»

بمانَد که فیلسوفان و اندیشمندان و پیامبران و راستان و بزرگان این گیتی چه‌ها که نَگفته‌اند.

کتابی شاعَرانه که بی‌گُمان از هر انسانی که بویی از دریا بُرده باشد … دیوانه می‌سازد و مولانا و حافظ و وَحشی – نیما و شاملو و فروغ و هر شاعری در هر گوشه از ایرانِ جانِ ما، به بَندکشیده‌شَدِگانِ همین واژه‌ها هستند …

پندارِ نیک، گفتارِ نیک، کردارِ نیک

در آیینِ ما دو گناه بیش نیست:

یکی دروغ‌گویی و دیگری گرفتنِ جان (جانداران).

بازمانده ی راه را تو خود برمی‌گُزینی.

راه در جهانِ ما یکی است و آن راه … راهِ راستی است.

و نور و روشنایی و آتش آیینِ ماست.

چرا که بر تاریکی‌ها چیره می‌شود و نور رهاننده ی روان از تَنِ رَنجورِ آدمی است.

و ما باور داریم که اَهْورایِ گیتی … آفریننده ی سامانَه ی هُنَرمَندانَه و دادگرانَه و شِگَرفِ چَـرْخِ گَردان، هَمتا ندارد.

و اَهْریمَن دروغی بیش نیست … اَهْریمَن بَرکَندَن و نَبودَنِ اَهْوراست و هرکجا که اَهْورا نیست، اَهْریمَن است.

و هر کجا که نور نیست … تاریکی است … تباهی است … بی‌بارانی است … بی‌بَرَکَتی است … بی‌اَدَبی است … بی‌فَرَهَنگی است … بی‌مِهری است … خیانت است … دروغ است … بی‌خِرَدی است … بی‌باوری  است … تَنهایی است و اَندوه … و اَشک و سوگ و بیماری و نااُمیدی است …

و هر کجا که اهورا نیست … تاریکی است .

خِرَد و اندیشه در آیینِ ما آریاییان آسمانی است. و انسانِ خِرَدمَند رسالتش اندیشیدن است و اگر سُخَنی می‌شنود بَدان می‌اندیشد.

در آیینِ ما اُمیدواران چهار آخِشیج (عُنصُر) پاک است و نباید به دستِ آدمی نابود گَردَد یا به تباهی گرایَد.

آخشیجِ نخست آسمان است … آنجا که اَهْورایِ جان سَرای دارد.

آخشیجِ دوّم خاک است، دِهِشِ نیکویِ اَهْورا تا بکاریم و بَر داریم هر آنچه برایِ زندگی نیاز است.

آخشیجِ سوّم آب است … جانِ آدمی و آب در آیینِ ما پاک است …

و آخشیجِ چهارم باد است … آنچه به جُنْبش درمی‌آوَرَد هستی را و ابرها و پیام ها  را جابه‌جا می‌کند.

زَرتُشت از همراهانِ خود نمی‌خواهد به ماشین‌هایی تبدیل شوند که جز سودِ خود را نمی‌بینند.

نَمونَه ی این اندیشه را در سنگ‌نوشته‌های کوروش و داریوش و شاهان پیش از آنان چه در ماد چه در انشان و چه در ری و چه در هگمتانه و تمدن های شگفت آور جیرفت و کنار صندل و سیستان  به گونه ی نیکِ آن می‌توان دید . .

**زبان و ادبیات گاتاها**

زبانی که بخش‌های گوناگونِ اَوِستا بَدان نوشته شده ناهَمسان است و به طورِ معمول دارای ویژگی‌ها و گویشِ ویژه ی مَردمی است که در آن روزگار و مکان زندگی می‌کردند و این مُهِم‌ترین گواه است و گاتاها از دیدِ ریختِ آوایی و نوشتاری و بیانی به کُهَن‌ترین بخش وابسته است و آن زبانی است که آریاییان در نزدیک به چهار هزار سال پیش بَدان سُخَن می‌گفتند.

در حالی که اَوِستای امروزی در روزگارِ ساسانی، به ویژه در روزگارِ موبد مِهرآسپَند، نزدیک به هزار و هفتصد سال پیش گِردآوری شده است.

امّا پذیرفته‌شده ی زرتشتیانِ امروزِ جهان است.

حتی بخش‌هایی از اَوِستا پس از اسلام توسط موبدان به زبانِ روزگارشان نوشته شده است.

زبانِ نوشتارِ گاتاها بسیار کُهَن و از دیدِ دیرینگی به روزگارِ زبان (ریگ‌وِد) نزدیک است و ما این زبان را زبانِ گاتاهایی می‌نامیم.

زبان و ادبیات و واژه‌ها و نشانه‌های گاتاهایی و آریایی سَرچَشمه و ریشه و نُمود و نَماد و بُنیادِ همه ی زبان‌هایی است که هر چند میلیارد انسانِ ساکن بر زمین بَدان سُخَن می‌گویند.

موسیقیِ جهان نیز سه ریشه دارد. موسیقیِ نِژادِ زَرد دارای پنج نُت می‌باشد. و موسیقیِ غَرب دارای هفت نُتِ اصلی و پنج نیم‌پرده به نام (تیز و بَم) امّا موسیقیِ آریایی افزون بر هفت نُتِ اصلی، هفت نیم‌پرده و هفت رُبع‌پرده نیز دارد. بی‌گُمان با این بَرتری، نِژادِ اصلی و درستِ موسیقی است؛ آنچه در گاتاها نوشته شده زبان و ادبیاتِ اَهْورایِ جانِ ماست که بَدان، نزدیک‌ترین است و ریشه و بُنیاد و اَساسِ همه ی هُنرها، همه ی کیش‌ها، همه ی اندیشه‌ها و همه ی خداجویی‌هاست.

اَشـَـه‌وَهیشتَه

– ارته وهی شت – ارتا –  آتلانتیس (Arta Vahishta)

– به معنیِ سَرایِ هنرمندانه و شگفت آور و  بَهشتیِ اَهْوراست.

آرت … امروز در لاتین به معنیِ هُنَر به کار بُرده می‌شود و در فرانسوی و انگلیسی و … نیز در همین معنی است که از لغت آقخ که واژه ی یونانی تصور شده است برگرفته شده . اما ریشه و بنیاد این واژه آشَ یا ارت َ یا آرتا ی ما ایرانیان است . .

آرت به معنیِ هُنَر هنگامی که در کنار وَهیشت که واژه‌ای پارسی به معنیِ بَهشت می‌باشد جای می‌گیرد، به این ترجمان می رسد  که اَهْورایِ جانِ ما پارسیان در سَرایِ هُنَر جای دارد.

و گاتاها سَرچَشمه ی هُنرهای ۷۵گانَه  است

رجوع شود به برنامه پژوهشی آفتاب / ما ایرانیان چه کسی هستیم  از همین قلم .

در باورِ ما اُمیدواران اینها نیروهای (ایزدانِ ۷۵گانَه) سازنده و گسترش‌آفرینِ اَهْوراست.

در آیینِ ما هر یکی  که دو شود گِرِه‌آفرین خواهد بود. در آیینِ ما اُمیدواران هیچ جانداری نباید کُشته شود. قُربانی کَردَن در زُمره ی نِکوهیده‌ترین کارهایی است که آدمی انجام می‌دهد.

در آیینِ ما به جایِ خون‌ریختن، کاشتنِ دِرَخت سِفارِش شده است.

اگر (پوست‌دار) داد اَهْورا، دِرَختِ زیبایی بِکارید و اگر (دوغ‌دار) داد  اَهْورا، دِرَختِ میوه بر زمین بزنید، به شادباشِ آنچه اَهْورا بر شما خواست.

زَن و مَرد در آیینِ ما بَرابَرَند اما زنان جایگاهی والا تر دارند زیرا که توان ِ باروری و زایش دارند . چنان که اهورا زاینده است . پس زنان و دختران ِ پارسی برکت ِ بزرگ اهورایند و مردان و پسران این خاک برای به دست آوردن دل زنان چه آموزه های سختی باید بگذراندند و تا مهر اهورایی زنانه ی را به دست بیاورند .

گویند آرتاییان زنان و دختران را در بالای کوه ها   و مردان و پسران را در کوهپایه آموزش می دادند . و نقش مادر و زن و عشق و معشوقه آنقدر بالا بوده است . که ما را متهم به سنمک پرستی کرده اند . در طی تاریخ .

اما آنچه مستند است ما ایرانیان تنها قوم جهانیم که جز اهورا نمی بینیم و نمی شنویم .

بَرده داری چه از گونهٔ کُهَن و دیرینِ آن با زَنجیرهای آشکارَش و چه از گونهٔ امروزیِ آن که قُدرَتمَندان و اَهْریمَنان بر مَردُم روا می‌دارند، نِکوهیده است.

ما اُمیدواران باور داریم که سوشیانت ( مسیح ) بازخواهد گشت چنان که هزاران بار بازآمده است و دادِ مَردُمِ بی‌چیز و بی‌زبان به زودی بازستاندن خواهد شد و بَرَکَت و دِهِش و نیک‌نامی‌ها از آنِ اُمیدواران و بِهدینان و  زرتشتیان و مزدکیان و مانویان و  مسلمانان و مسیحیان و یهودیان و بوداییان و باوردارانِ به هر خدایی خواهد رسید ..

پس در راهِ نِگَه‌داریِ این کتاب کوشا باش که کوششی چندین هزار ساله است و چنان که اَهْورا خواسته از هزاران هزار بار فِتنه و دروغ و آتش و جَنگ و زمین‌لَرزه و بی‌خِرَدی رهایی یافته تا به تو برسد.

(نگاه  شود به همین قلم: کتاب «ما ایرانیان چه کسانی هستیم؟») —- ا.ا.م  —-

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *