ایران باستان

  • حراج! کتاب مردوک - کوروش هخامنشی - ترجمه اهورا امید

    کتاب مردوک – کوروش هخامنشی – ترجمه اهورا امید

    قیمت اصلی: تومان 450.000 بود.قیمت فعلی: تومان 420.000.

     

    کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به مترجم می باشد .

    به نام ِ یزدان ِ دهش کننده و خنیاگر

     

     

    منشور کوروش هخامنشی

     

    منشور کوروش هخامنشی ، کهن ترین بیانیه ی حقوق بشر شناخته می شود و سند ِ سربلندی ایرانیان به عنوان قومی خدا پرست و آشتی جو و توسعه خواه با باور هایی نیک و کرداری نیک است . گرچه از زرتشت نامی به میان نیامده است . اما یقین که آنچه کوروش کرد آموخته هایی است از کتاب سپنته و شگرف گات ها نوشته ی وخشور ِ باستانی ایران اشو زرتشت ِ سپنتمان .

    این کتیبه جوابی غیر مستقیم بر کتیبه ی دیگر به نام کتیبه ی آشور بانی اپلی است که در همین نامگ بخش هایی از آن و البته چند کتیبه ی دیگر از شاهان ِ پیش و همزمان با کوروش آمده است .

    که تفاوت دو نگرش پارسی و تازی را عیان می کند .

    دنیای باستان همواره در آتش و جنگ و غارت و یورش های بی پایان بوده است و ایرانیان ِ آشتی جو و هنرمند  برای رهایی از تاخت و تاز همسایگان ناآرام ِ خود مجبور به رویارویی دائمی بوده اند .

    آنچه نگرش پارسیان را متفاوت می کند . برخورد و کرداری است که پس از پیروزی از خود نشان می دهند .

    و آنچه مشخص است . رفتار نیکو و خردمندانه و دادگرانه ی کوروش نشان گر عقیده ای عمیق و استورا بر باور اهورا مزدا است . و کوروش خود را وام دار اهورا مزدا می داند .

    این نامگ به سال 2026 بعد از میلاد نگاشته می شود . و جهان ِ کنونی سرشار از باور های سامی و تازی است که می پندارد باید عقاید و باور ها و غرور و هویت ِ ملی و میهنی افراد را از آنان گرفت و باور های ساختگی و ستیزه جویانه را بر دانش و خرد و مهرورزی چیره کرد .

    و شگفت آنکه ما پارسیان دستهایمان در مقابل این نیروی جهل بالاست و سخنی نمی تواند گفت .

    در سال 1879 میلادی به دنبال کاووش های گروهی انگلیسی در شهر باستانی بابل در میانرودان – استوانه ی از گل پخته بدست باستان شناسی به نام – هرمز رسام – پیدا شد که امروزه در موزه ای در بریتانیا در شهر لندن انگلستان نگهداری می شود .

    بررسی های نخستین نشان می داد که گرداگرد این استوانه ی گلین را نوشته هایی به خط و زبان ِ بابلی نو ( اکدی ) در بر گرفته است که گمان می رفت . نبشته ای از فرمان روایان تازی آشوری و بابلی باشد . اما پس از آوا نویسی و ترجمه ی آن مشخص شد که این نبشه به سال 538 پیش از میلاد به فرمان کوروش هخامنشی نگاشته شده . به طور حدودی بیش از 2550 سال پیش امروز .

    استوانه ی کوروش آسیب هایی جدی دیده است . بسیاری از سطر ها آن از بین رفته است و یا بر اثر فرسودگی قابل خواندن نیست  . نبشته های بخش هایی آسیب دیده را تنها با توجه به اندازه ی فضای خالی و برخی حروف بازمانده در آن متناسب با باقی متن و جمله می توان حدس زد . و نیک باید به دان شک داشت زیرا احتمال اشتباه هایی در آن هست .

    به همین علت در ترجمه ی این کتیبه تفاوت هایی دیده می شود .

    در دانشگاه ِ — ییل — کتیبه ی کوچک و آسیب دیده  نگهداری می شود که ریشارد برگر در سال 1975 آنرا بخش گمشده ی استوانه ی کوروش دانسته است  و نه سطر پایانی آنرا تشکیل می دهد .

    فرمان کوروش از زمان پیدایش تا به امروز توسط مترجمان و دانش مندان بسیاری به زبان امروز بازگردانی شده است  . که می توان به ترجمه ی کرسویک راولینسون در سال 1980 و ترجمه ی ویسباخ 1890 – گ . ریختر 1952 – آ.اوپنهایم 1955 – و.ایلرز 1974 – ج . هارماتا 1974 – پ.برکر1983 . پ.لوکوک 1999 و بسیاری از اندیشمندان و تاریخ نویسان دیگر باز گردانی شده است .

    نسخه ای بدلی از آن در ساختمان ِ سازمان ملل متحد در نیویورک نگهداری می شود  . این کتیبه در فضای بین تالار اصلی شورا ی امنیت و تالار قیومیت جای دارد .

    ترجمه و انتشار ِفرمان کوروش بزرگ ( کوروش دوم ) هخامنشی پرده از نادانسته های بسیار برداشت و بزودی بعنوان ِ منشور آزادی یا نخستین منشور جهانی ِ حقوق بشر شهرتی عالمگیر یافت و نمایندگان و حقوق دانان کشور های گوناگون ِ گیتی در سال 1348 خورشیدی در کنار ِ آرامگاه ِ کوروش در پاسارگاد ، از او به نام ِ نخستین بنیادگذار ِ حقوق ِ بشر جهان یاد کردند و او را ستوده اند .

    کوروش پس از ورود به شهر بابل فرمان آزادی هزاران یهودی را صادر کرد که قریب بر هفتاد سال در اسارت بوده اند . هزاران آوندِ زرین و سیمین را که پادشاه بابل از ایشان به غنیمت گرفته بود را به آنان بازگرداند و فرمان بازگشایی نیایشگاه ِ تعطیل شده آنان را به همراه باز سازی و نو سازی آنها را صادر کرد  . در این باره در کتاب ِ تورات ( عهد عتیق ) ضمن نامبردن از کوروش به عنوان مسیح ِ خداوند او را شاه ِ شاهان خطاب کرده اند که در این نامگ ترجمه ی بخش هایی از  آن آمده است .

    ورود  و پذیرش کوروش به بابل در متون ِ بابلی همچون سالنامه نبونید و نیز در تواریخ هردودت کتاب یکم  و همچنین نامگ کوروش نامه – سیرو پدی نوشته گزنفون  تایید شده است .

    به احتمال زیاد متن حاضر در سرآغاز ِ بهار و بهنگام ِ جشن نوروز و بمناسبت ِ تاجگذاری کوروش در معبد بزرگ بابل صادر شده است .

    دهم دسامبر برابر با نوزدهم ِ آذر یعنی یازده روز مانده به جشن یلدا زاد روز ِ میترا یا مهر و جشن پیروزی ِ نور بر تیرگی است . و همچنین سالروز ِ اعلامیه ی جهانی ِ حقوق بشر است . مجمع ِ عمومی سازمان ملل متحد پس از خاموش شدن ِ آتش ِ بی امان ِ جنگ دوم در روز دهم دسامبر 1948 برابر با 19 آذر 1327 خورشیدی اعلامیه حقوق ِ بشر را تصویب کرد  . که در این نامگ آمده است .

    و بدون شک بیانیه ی غرور آفرین حقوق ِ بشر از بسیاری جهات ، ادامه منطقی آن تفکر ِ وخشور ایرانی است که به دست کوروش در بابل شد .

  • حراج! هو حق وان هو گـــــــاتـــــا اَهوُن وَیتی گاتا زَرتُشتِ سِپَنتِمآن اَهْورااُمید نشر قلب سبز تیراژ چاپ نخست : دوهزار نسخه تاریخ چاپ اول : 1405 شماره مرکز پخش : 09905656616 سامانه فروش : https://vahishan.ir/ کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به

    گاتا اَهوُن وَیتی گاتا زَرتُشتِ سِپَنتِمآن اَهْورااُمید

    قیمت اصلی: تومان 450.000 بود.قیمت فعلی: تومان 420.000.

     

     

     

    نسخه ی هفت

     

    پیشکش به آریاییان  – اَشَو زرتشت  و آرتاییان – مادها-

    – پارتیان و دیگر ِ هفتاد و پنج هستان ِایرانی هخامنشیان – اَشکانیان – ساسانیان –

    مهر و مَزدَک و مانی و پیر و حق و هو و مسیح و –

    شَمس و مولانا / فِردُوسی و حافظ و خیام و علی اشرف و جانِ جانانَم میر جلال‌الدّین کَزّازی و تمامیِ آموزگاران گرامی و نازنینَم در این مکتبِ تمام‌نَشُدَنی و همیشگی

     

    / و همه ی آنان که برای این خاکِ پاک، جان و جنب افشانی کردند.

     

    **به مِهران ِ بی نام ِ خاکِ پَدَریم  …**

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    به نام اهورا مزدای شگرف و دادگر

    مقدمه :

     

    نامگ نخست :

    ما ایرانیان کیستیم  ؟

    (رجوع شود به کتاب «ما ایرانیان چه کسانی هستیم؟» از همین قلم).

    گاتاها، سُرودهای خودِ زرتشت است، تنها یک کتابِ دینی نیست؛ فلسفه‌ای است برای همه ی هستان که در قالبِ شِعرِ کُهَن (مانتروم) ریخته شده است. اینک، این کلامِ روشَنگر را در هَفت ریخت اصلی می‌نِگریم.

    پیام یکم

    یکتاپَرَستیِ ژَرف و ستایشِ اَهْورامَزدا

    در هسته ی مرکزیِ گاتاها، مفهومِ *خدایِ یگانه * جای دارد

    **اَهْورامَزدا** (سَرورِ دانا).

    او آفریدگارِ یکتاست، پاک و بی‌هَمتا و زاینده ی اندیشه های خردمندانه و هنرمندانه و دادگرانه . زرتشت در این سُرودها، نه به توصیفِ ظاهری، که به ستایشِ صفاتِ اَهْورامَزدا می‌پردازد: خِرَدِ بی‌پایان، راستیِ مطلق، بهترینِ رَوان، بزرگ‌ترین خواستارِ نیکی. او اَهْورا را نیا و نژاد و تخمه ی  * *اَشَه* * (حَقیقت، نَظمِ هُنَرمَندانَه و دادگریِ الهی) و سَرچَشمه ی همه ی نیکی‌ها می‌داند . نیایشِ زرتشت، پُر از عشق و حیرَت در برابرِ این وجودِ دانا و بخشَندَه است.

    پیام دوّم

    نَبَردِ بزرگِ درون: سِپَنتا مینو در بَرابَرِ اَنگَرَه مینو

    گاتاها جهان را صَحنه ی نَبَردی بُنیادین می‌داند: نَبَردِ دو نیرویِ مُتَضاد. از یک سو  سِپَنتا مینو (خِرَدِ سازَندە، مُقَدَّس و اَفزایَندە – نیروی  خالق و جاذبه  نور در کائنات ) و از سوی دیگر اَنگَرَه مینو (خِرَدِ ویرانگر، پَلید و کاهَندە  – نیروی سیاه چاله ها ). (ماده و پادماده) (نیرویِ جاذبه کائِنات – سیاه‌چاله )(نیروهایِ نور – نیروهایِ تاریکی)  این نَبَرد، هم در آسمان‌ها و هم در آب ، هم در گوهرِ آفرینش و به ویژه در وِجدان وخرد اِنتخابِ انسان جریان دارد. انسان، با آزادیِ اِرادۀ خود، باید راستی را بِرْگُزیند و نیک و کلام و رفتار آدمی چه کژ باشد چه هو … بازخورد آن به زندگی برخواهد گشت . .

    پیام  سوّم

    سِه بُنیادِ راهِ راست: هومَت، هوخْت، هورَشت

    راه‌نمایِ عَمَلیِ این نَبَردِ درونی و بیرونی، در سِه اَصلِ طلاییِ گاتاها نَهفته است:

    هومَت (اندیشه ی نیک

    پاک نِگَه داشتنِ ذِهن از کینه، دروغ و پَلیدی. آغازِ هر کارِ شایسته، از اندیشه ای نیک می‌روید.

    هوخْت (گفتارِ نیک)

    به کار بُردَنِ زبان برایِ راستی، دادگری، آموزِش و مِهرورزی. پرهیز از دروغ، دُشنام و سُخَن‌چینی.

    هورَشت (کِردارِ نیک)

    گَردانیدنِ اندیشه و گفتارِ نیک به کِردار. کار و کوشِش برایِ آبادانیِ جهان، یاری به نیازمندان، پَرورِشِ گیاه و دام، بَرپاییِ دادگری و ایستادگی در بَرابَرِ سِتَم.

    این سِه، یک هسته ی  تَجزیه‌ناپذیر هستند و اَرکانِ یک زندگیِ اَهْورایی را می‌سازند ..

    پیام چهارم

    اَشَه: سامانه ی هدفمند و شگرف کیهانی و آرمان‌شَهر

    اَشَه – ارت – آرتا – آشا ** (راستی، حَقیقت، نَظمِ درست – نیرویِ جاذبه – کائِنات – حَلقە – هو – حَق – لله – پیر – علی – هُنَر) مِحوَرِ جهان‌بینیِ گاتهاست. این تَنها یک فَضیلَتِ اَخلاقی نیست؛ قانونی الهی و طبیعی است که بر کارکَردِ کیهان و جامعه حاکم است. همه چیز — از گَردِشِ ستارگان تا رویشِ گیاه — بر پایۀ اَشَه استوار است. انسان باید با اَشَه هَم‌نوا شود.  آرمان شهر ، جامعه‌ای است که در آن اَشَه بر همه چیز سایە می‌اَفکَنَد: پادشاهِ عادِل، مَردُمِ سَخت‌کوش، زمینِ آباد و رَوان‌هایِ پاک و سرزمینی پر رونق . .

    پیام  پنجم

    رَوان، داوَری و سَرنوشتِ پس از مَرگ

    گاتاها به زندگیِ پس از مَرگ باوری روشَن دارد. **دَئِنا** (وِجدان، بینشِ درونی – نِدایِ دِل) هر فَرد، پس از مَرگ، در **پُلِ چینوَد** (پُلِ جُداگَر) حاضِر می‌شود. اگر تَرازویِ کِردارهایِ نیکِ او سَنگین‌تر باشد، دَئِنایش به شکلِ **الهۀ ** نُمودار شده، او را به سوی **خانۀ چکامه ها ** (بَهشت – آسمان – اَرتَ وَهیشت – سَرایِ خناییِ اَهْورا) راهنمایی می‌کند. اگر کِردارهایِ بَدَش سَنگینی کُنَند، دَئِنایش به شکلِ **الهۀ ** درآمده، او را به سوی **خانۀ دروغ** (زمینی که درونِ آن هستیم) بازمی‌گَردانَد. این داوَری، بَرپایۀ اِنتخاب‌هایِ خودِ فَرد در زندگی است و داوَرِ بزرگ خودتویی . … .

    پیام ششم

    رِسالَتِ پَیامْ آوری و نَبَرد با کَژی

    بخش‌هایی از گاتاها، روایتِ شَخصی و دَردناکِ زرتشت  از **رِسالَتِ دُشوارِ خویش** است. او از مُخالِفَت‌هایِ سَختی که با آن رویارو شده — از سویِ قُدرَت‌طلبان (کَوی‌ها) و روحانیان (کَرپن‌ها) — سُخَن می‌گوید. زرتشت خود را «کَلامِ راستی» می‌خواند که برای بیدارکَردَنِ مَردُم از خوابِ غَفْلَت و نَبَرد با **دِرَوْج** (دروغ، بی‌نَظمی، اَهْریمَن) بَرانگیخته شده است. او از اَهْورامَزدا یاری می‌طلبد تا در این راهِ دُشوار استوار بمانَد و از سوشیانت‌ها می‌گوید و یقین دارد که اَنجامِ هر راهی در نهایت به راهِ نور پایان خواهد یافت

    پیام هفتم

    کِشاوَرزی، آبادانی و خوشبختیِ زمینی

    در نِگاهِ گاتها، مَعنَوِیَت و خدایِ واقعی از زندگی و شادیِ زمینی جُدا نیست. **کِشاوَرزی و آبادانیِ زمین و هُنَر ** ، خود یک عبادت و هَمکاری با اَهْورامَزدا برای گُستَرِشِ زندگی است. زرتشت از ثَروَتِ ناشی از کار و کوشِشِ درست اِستِقبال می‌کند. جامعۀ آرمانیِ او، جامعە‌ای **شاد**، **پُررونَق** و **میهَن‌دوست** است که در آن فقر و تَنبُلی راه ندارد. شادیِ حاصِل از یک زندگیِ درست و سازَندە، موهِبَتی اَهْورایی است.

    **: فلسفه‌ای برای اِمروز**

    دَستە‌بندیِ گاتاها نِشان می‌دهد که این سُرودها، نِظامی مُنسَجِم را پیش می‌نَهَد: از **الهیات** (یکتاپَرَستی) تا **اَخلاق** (سه‌گانۀ نیک)، از **جامعه‌شناسی** (آرمان‌شَهر) تا **مَعنَوِیَتِ شَخصی** (داوَریِ رَوان). گاتاها، انسان را موجودی **آزاد، مَسئول و توانا** می‌داند که نه بازیچۀ سَرنوشت، که سازَندۀ آن است. پیامِ آن، گُذَر از تَرس و خُرافَه، به سوی خِرَد، اِنتخابِ اَخلاقی و عشق به زندگی است. سُخَنی که با گُذَشتِ هزاره‌ها، هنوز تازَه و تابناک می‌نُمایَد.

    بشود آنچه تو می خواهی … هو

    گاتاها کتابی برای ایرانیان است … خاکی که در دیدگاه اشو زرتشت … سرزمینی است که اهورا مزدا آنرا خوش دارد .

    **هنگامه ی  زرتشت**

    در پژوهش‌های جدید، درباره ی زمان و مکانِ زندگیِ او اختلافی جدّی وجود دارد (از هزاره ی سوّم پیش از میلاد تا سده ی ششم پیش از میلاد).

    بنا بر گواهی‌های زرتشتیان … اَشَو زرتشتِ سِپَنتِمان در زمان پادشاهی لُهراسپ در جایی به نامِ رَغَه یا رَغا یا یِقَه یا  رَی در کنارِ دریاچه ی چیچَست زاده شد ..

    پدرِ ایشان (پوروشَسپ) و مادرَش (دَغدو) از تبارِ آریایی (آرتایی) تَمّا یا سِپَنتِمان می‌باشند.

    نزدیک به ۳۸۱۱ سال پیش از امروز به رده ی والای آموزگاری رسیده است.

    درویشی را اگر، رَدهی سوّم انگاریم، آموزگاری پایه ی نخستِ انسانیت است و در رَده ی دوّم پیام‌آوران و رهایی‌بخش‌ها (سوشیانت ها) هستند. و در رَده ی بعدی شَهریاران قرار دارند و اینان ارزشمندترین مقام ِ دِهِش شده از سوی  اَهْورا بوده است .  .

    پس آموزگارِ نخست هموست … در نوشته‌های یونانی و آریایی سُخن از این رَفته است که هنگامِ زایش خَنده بر لبانَش نقش بسته.